پُست شماره 229
-
تاریخ: 1397/9/18 ساعت: 11:01
بالاخره واسه خودم موهیتو درست کردم:) فقط چون نتونستم سودا (آب گازدار) پیدا کنم یِ نوع نوشابه ریختم بجاش:( +بد نشده ولی باید یِ ذره تلخ تر میشد.
):querida españa
-
تاریخ: 1397/9/18 ساعت: 11:01
من اصن بحثم کاتالانیا نیس.. من میگم چرا پیکه نبآید تو تیم ملی باشه:( آپدیت:من گیج میزنم یا چی؟این کِ اینجاس*.*
مسآفر از پی خود همی گردد..
-
تاریخ: 1397/9/18 ساعت: 11:01
با این هیبت،هنوز گام هایی کِ در مسیر طرقی برمیدارم اندازه بچه خروسه:)) +طول میکشه برسم ولی خدا کنه برسم! پی.اس:عکس ماله تآبستونه.
?Da fuq
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 11:19
تولد مامانم بود.. برنامم بهتر از انتظارم جلو رفت،خوشحآل شد. ولی من هنوزم از این بی حسیُ درک نمیکنم.
ایرآن vs اسپانیآ.
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 11:19
بنظرم بیشتر خندهداره تا ترسنآک! و اینکه بوفونُ بِ اندازهٔ کاسیاس دوست دارم:) جمیزُ رآموسُ پیکهُ ایسکو مهمن کِ هستن:*
بستآن قَدَح از دستم..
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 11:19
همهٔ احساسای لحظهای رو گذاشتم کنآر و احتمالن دارم از راه منطقی وارد میشم. خوبم فقط یکم نگرانم.
خسته:)
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 11:19
هرچی آسونتر میگیرم پیچیدهتر میشه.. هرچی آرومتر میشم تندتر میشن.. هرچی ساکتتر میشم بلندتر داد میزنن. من اینجوری دوست ندارم؛درستش میکنم:)
ios 11
-
تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 8:07
این باعث میشه یکم تنوع ایجاد شه:)) +اسکرین ریکُوردر*.*
واکنش..
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:21
واکنش من بِ وب هایی کِ آپ میشن: آفّرین آفففرین آفففففرین!
چرا؟
-
تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 0:24
چرا؟چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ • 20:53 کی فکرشُ میکرد بعد نُه ماه دوبآره حسّم مثل اولِ پاییزِ پارسآل بشه؟ +من این حالُ نمیخوآم.. x-md •
انگیزه هآی یک مسافر:|
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 5:22
انگیزه هآی یک مسافر:| پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ • 7:44 اینکه بعد از این یکی دو ماه بعضیا رو حتی برایِ چهآر-پنج هفتهام کِ شده نمیبینم، انگیزهای بهم داده کِ نشستم درس میخونم تا زمان بگذره! +خدآروشکر. x-md •
آره،اینطوری:))
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 5:22
آره،اینطوری:)) چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ • 8:39 رابطه من با دوستایِ نزدیکم اینطوریِ کِ یا سرد نیستیم یا رفیق نیستیم:)) +من جورِ دیگه اصلن نمیتونم. x-md •
دو نقطه خط،و لا غیر:|
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 5:22
دو نقطه خط،و لا غیر:| پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ • 21:31 سر نهار مادرم درحالی کِ سالاد تویِ بشقابش میریخت اعلام کرد کِ قراره بِ کی رای بده!!! من بین خندهُ پکرفیس درگیر بودم.. دقیقترش اینِ کِ هر چند ثانیه یکبار صدایِ استارت ماشین میدادم و ساکت میشدم:/ +یکی از بازخوردآش اینه کِ پدرم میخوآد بر
:))
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 5:22
وقتی آدرس نمیذآرم ینی کآمنتُ برا دل خودم گذاشتم.. "ینی جوآب نمیخوآم:))"
موذی
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 5:22
موذی پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶ • 22:3 موذی این پَرِشا و تیکا جُدا از خندهدار بودن گاهیخیلیرواعصابمیرن! یک سآعتِ دستمُ گذاشتم رو پام کِ کمتر حسش کنم،زودتر تموم شه.. دستمُ کِ برمیدارم با قدرتُ سرعتِ بیشتری میپّره-.- +هنوز یِ سری ریزه کاریا مونده،ولی دیگه تقریبن برگشتم:) x-md •
بیخیآلِ مخاطب..
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 5:22
بیخیآلِ مخاطب.. یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ • 2:39 حکآیت پیگیریِ بعضیا مث این میمونه کِ عآدت دارن بِ اینکه همه همیشه پیگیرشون باشن و وقتی یکی پیدا میشه کِ اهمیتی بهشون نمیده، پیگیری میکنن کِ طرفُ پیگیرشون شه:)) +پیگیریش یکم زیاد شد ولی کلن چیز خوبی نیس.. +بِ قول فلانی:ما مُحَصّل بر کسی نگمآشتیم..!